آلبرت شرحي بر كتاب افلاك ساكروبسكو نوشت: (14) مسائل فلكي يوهان ساكروبسكو (چاپ نشده است).
رياضيات. آثار رياضي او عبارت است از:
15. رساله درباب اشكال مسطح (كانتور آن را مجعول ميداند؟).
16. رساله درباب تناسب. در دو بخش است، بخش اول در باب تناسب عددي و تناسب هندسي و بخش دوم درباب سرعتها و ساير مسائل مكانيك. اين كتاب رواج كامل داشت و در فاصلهٴ سالهاي 1477؟ و 1506 دست كم 11 چاپ از آن صورت گرفت. شهرت آن در آغاز سدهٴ شانزدهم از تلخيصي معلوم ميشود كه ايزيدور ايزولاني (وفات: حدود 1528) دومينيكي اهل ميلان انجام داد (چاپ اول 1513)، بهعلاوه، بندتو ويتوري (تولد: فاينتسا در ربع آخر سدهٴ پانزدهم؛ از سال 1503 به بعد در بولونيا تدريس ميكرد؛ در 1561 از دنيا رفت) در سال 1506 يا پيش از آن شرحي بر اين كتاب نوشت.
17. در بيان تربيع دايره. بحثي مدرسي و بيهوده دربارهٴ اين موضوع. آلبرت هم مانند جوواني كامپانو (سيزدهم ـ2) در يك نتيجهگيري عملي به مقدار
1/7 3 =π ميرسد.
18. بحث درباب نسبت قطر مربع به محيط آن. بحث بيهودهاي در مسئلهٴ اعداد گنگ. دوهم انتساب اين رساله را به آلبرت تأييد نميكند. ميتوان آن را به اُرام نسبت داد.
زمين شناسي. آلبرت كاملتر از ابنسينا و ديگران اثر آب را در وضعيت زمين مورد بررسي قرار داد. اگر هيچ عامل ديگري دخيل نباشد، در اثر فرسايش مداوم سرانجام اقيانوس تمام خشكي را فرا ميگيرد. ولي عمل متضادي هم وجود دارد و آن بالاآمدن مداوم قارهها است كه برهم خوردگيِ تعادلِ ايستاي ناشي از فرسايش را خنثي ميكند. فرسايش و بالاآمدن خشكي در يك محل در پي يكديگر انجام ميگيرند و بهطور متناوب اثر يكديگر را خنثي ميكنند.
اخلاق. عقايد اخلاقي آلبرت در شرحش بر اخلاق نيكوماخوس و بر تدبير منزل بيان شده است.
اولي را رابرت گروستست در حدود 1240ـ1243 به لاتيني ترجمه كرده بود، دومي را ويلهلم موربكي يك يا دو نسل بعد از آن. در اثناي سدهٴ چهاردهم توجه زيادي به
اخلاق نيكوماخوس پيدا شد و گواه آن برنامههاي دانشگاهي و همچنين شرحي است كه گرالدوس اودونيس (وفات: 1349) فرانسيسي نوشت، و پس از او يان باكنتورپ (وفات: 1346)، والتر بارلي در حدود 1340، بوريدان، آلبرت ساكسوني نوشتند و ترجمهٴ فرانسهاي كه نيكول اُرام به عمل آورد (در سال 1370).
آلبرت در شرح خود از بوئتيوس، ائوسترايوس نيقي (حدود 1050ـ حدود 1120) ((شارح)) (ابن رشد)، رابرت گروستست، آلبرت كبير و توماي آكويني نام ميبرد، ولي هيچ ذكري از بارلي نميكند كه شرح خود را عيناً از او اقتباس كرده است.